بوس ماهی

از شب شروع کردم

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ب.ظ


از شب شروع کردم به ارتباط گرفتن با آدمها جهت قرض گرفتن پول بابت درمان یک کودک، چه دست رد ها که به سینه ام زده نشد. چه فریاد های به نجوا که سه هفته بعد این پول به دستتان بر میگردد، بچه اگر درمان نگیرد قارچ داخل مغزش روزی چند میلیمتر بزرگتر می شود من به فریاد ناله می کردم و از همه نه می شنیدم. مانده بودم به بی اعتباری خودم تکیه کنم، به وضعیت معیشتی آدمها یا سنگ دلی آنهایی که در آمد یک روزشان کمتر از پانصد میلیون تومان نباشد کمتر نیست! شکر مثل همیشه حامد بود بی دریغ مبلغ بالا درمان را قرض داد و دارو خریداری و تحویل پدر بیمار داده شد.

شکرگزارم که وسیله خدمتم. شکر گزار دوستانی چون حامدم و دل شکسته از خیلی ها ...


ته نوشت : صبح چه خبر بود ؟! هان ؟!





نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی