بوس ماهی

نود و نه صفحه خالی

شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ب.ظ



دارم یادداشت‌های کامو را می‌خوانم. آلبر کامو هیچ‌وقت نویسنده محبوبم نبوده و مرض خواندن یادداشت‌ها از جایی به جانم افتاد که نامه‌هایش به ماریا کاسارس منتشر شد. شور پشت آن کلمات باعث شد دلم بخواهد نویسنده نامه‌ها را بیشتر بشناسم و یادداشت‌ها هیچ نومیدم نکرد.
چیزی که بیش از همه در کامو قابل تحسین است شور زندگی اوست. جراتش برای زیستن، عاشق شدن، دیوارهای نامرئی عرف زمانه را درهم شکستن و البته بها دادن و ایستادن. همان اوائل یادداشت‌ها نوشته که اگر بنا بود کتابی صد صفحه‌ای درباره اخ
لاق بنویسم نودونه صفحه اول را خالی می‌گذاشتم و در آن آخرین برگ می‌نوشتم: پر شور عشق بورز.
لابد دارد درباره خطر کردن حرف می‌زند، جرات داشتن، وسعت دادن به زندگی و اسیر تجربه شکست‌های پیشین نشدن. جایی درباره همین تجربه نوشته:«پوچی واژه تجربه. تجربه، تجربه کردنی نیست. تجربه به سر آدم می‌آید. در عمل انسان وقتی تجربه‌ای اندوخت دانا نمی‌شود بلکه صرفا مجرب می‌شود». یک جایی هم انگار مجبوریم بین خطر کردن و احتیاط، پشیمانی و حسرت، شوق و تجربه؛ انتخاب کنیم. آدمهایی شبیه کامو تکلیف‌شان روشن بوده، برای همین هم لابد حتا نامه‌هایش هم شبیه فانوس دریایی سالها بعد راه ما را روشن می‌کند.


از امیر حسین کامیار





نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی