بوس ماهی

من می تونم یه آشپز بشم

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۳ ب.ظ



خودمو تبعید کرده بودم به شمال و تنها بودم. از آن روزهای تنهائی بود و که هوس مهمانی گرفتن کرده بودم یا بهتر بگویم جو مهمانی گرفتن آمده بود سراغم و ده نفری را شام دعوت کردم و تصمیم گرفتم چند نوع غذای سرد درست کنم و شب نشینی و کمی نوشیدنی و چه و چه ...
دست تنها
خرید و سبزی خریدن
غذاهای با پایه گیاهی پختم که یکی از یکی بدتر شد .
مهمانهایم هم یکی از یکی آشپزتر و خانوم ها تو رو خودم نگفتند چی خوب ه و چی بده . گفتن برای شروع بد نیست و باریکلا و همین که توانستم ده نفر را پذیرا باشم خودش کلی است و آقایون اما شوخی نداشتند و یکی می گفت مزه این یکی باید شیرین باشد تو چرا ترش اش کردی و آن یکی میگفت چرا همه غذاهایت گیاهی ست و آن دیگری می گفت می گفتی می آمدم کمکت میکردم باور کن چیزی بهتر درست می کردیم !
همین شد و همان
مهمانی دو سال پیش بود
از آن موقع سبب شد که با همه دل ندادنم به آشپزی سعی کنم کمی بیشتر دقت کنم در پخت و پزم و بیشتر مزه ها و طعم ها را بشناسم و دیگر مهمانی های جوگیرانه و سر خودانه نگیرم و از همه مهمتر یک باوری آمد سراغم این که هر چه باشم و بشوم . چه کاری و چه شغلی و دلی و حسی و هر چه ..... وقتی نتوانم خوب آشپزی کنم و یک مهمانی خوش طعم را سر و سامان بدهم و مهمانهایم از سفره غذایم لذت ببرند هیچی نیستم ! ( اصلن هم ربطی به این ندارد که چون زنم باید دست پختم خوب باشد نه به عنوان کسی که هنر آشپزی را یاد گرفته و میگیرد دلم می خواهد برق لذت چشیدن غذا ها را در چشم عزیزانم ببینم چون دور همی با عزیزان و نوشیدن لذت بخش و غذا لذت جزو اتفاقات معدود زندگی من و بخش بسیار مهمی هم است)
با این همه
 همان بد سلیقه ام چند جور غذای گیاهی خود اختراعی می پزم و فکر می کنم با مزه ها آشتی کرده ام و چاشنی ها را بهتر می شناسم اما اگر همان جمع دو سال پیش را دعوت کنم مطمئنم اینبار نمره بیشتری می گیرم.






نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی